أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
198
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خداى تعالى پاك است الّا پاك قبول نكند و مؤمنان را به همان فرمود كه پيغمبران را يعنى به خوردن حلال و پاك و خوش آنگه گفت : مردى بود كه سفرهاى دراز كند و اشعث و اغبر و گردناك بود و دست بر آسمان بردارد و يا ربّ يا ربّ زند و طعام و شراب و لباس او از حرام بود خداى تعالى چگونه دعاى او اجابت كند و بروايتى ديگر گفت : خداى تعالى پاك است پاك دوست دارد و كريم است كرم دوست دارد و جواد است جود دوست دارد و پيرامن خود پاكيزه داريد و چنان مكنيد كه جهودان كه پليدى در پيرامن سراى خود بريزند [ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ ] چون روزى شما بدست خداى است شكر خداى كنيد اگر خداى را مىپرستيد . در خبر است كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت خداى عزّ و جل گفته است : مرا بآدميان و پريان كارى عظيم افتاده است « أخلق و يعبد غيرى و ارزق و يشكر غيرى » من آفرينم ديگرى را پرستند و روزى من و هم شكر غيرى گويند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 173 ] إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 173 ) حق تعالى درين آيت بيان محرّمات مىكند ميگويد كه : حرام كرد بر شما مردار را و خون و گوشت خوك را اگرچه جملهء اجزاى خوك حرام است چون مقصود و معظم ازو گوشت اوست از بهر اين گوشت را تخصيص كرد و حرام كرد هر آن چيزى كه او را نه بر نام خداى كشته باشند و آن آنست كه در جاهليّت چون ذبح كردندى نام بتان به روى راندندى : و گفتندى : بسم اللّات و العزّى [ فَمَنِ اضْطُرَّ ] پس هر كسى كه درمانده و مضطر شود و هيچ چيز نيابد از محلّلات كه تناول كند او را رخصت است كه ازين محرّمات چندان تناول كند كه سدّ رمق وى باشد به شرط آنكه ستم كننده نباشد بر مسلمانان و در نگذرد در خوردن حرام از سدّ رمق خويش از ائمّه عليهم السلام روايت است كه مراد بباغى كسى است كه بيرون آمده باشد بر امام حق و از طريقهء محقّقان به معصيت تجاوز كرده باشد و بر وى اين قدر هم حرام باشد و مراد بميته هر جانورى است كه آن را بشايد كشتن و آن را بنكشند تا بميرد يا بكشند نه بر وجه مشروع و اين